رادیوی اینترنتی تلویزیون کانال یک

 

  نکته دهم.
چرا مردم اطاعت می‌کنند؟

اطاعت از مفاهیم مهم در مبارزه‌ی استراتژیک مسالمت آمیز است. اطاعت مردم از دستورات دلایل چندی می‌تواند داشته باشد. با درک این دلایل ما قادر خواهیم بود که مردم را به عدم اطاعت از دستورات غیرعادلانه فرا خوانیم. درک این دلایل همچنین ما را قادر می‌سازد که به گونه ای منطقی نظریه‌ی اطاعت امری طبیعی است را رد کنیم.
انسان ها با ژنی به اسم اطاعت به دنیا نمی آیند! اطاعت انسانها به دلیل زیست در جامعه و ضرورت قبول داوطلبانه‌ی قوانین و قواعد خاصی برای پیشبرد کار جامعه است. ولی وقتی که قبول داوطلبانه تبدیل به اطاعت اجباری شد و دولت با استفاده از تهدید و تنبیه آن را مطالبه کرد، پای اطاعت در پوست گردو می‌رود و تبدیل به عملی نااستوار می شود.
چرا با اطاعت به مثابه‌ی ستون فقرات قدرت سیاسی برخورد می‌شود؟ دلیل اش واضح است: اگر مردم اطاعت نکنند قانونگذاران و تصمیم گیرندگان قادر به اجرای قوانین و تصمیمات خود نخواهند بود. استراتژی جنبش مسالمت آمیز بر پایه‌ی این بصیرت استوار است.
طرز کار و شیوه های مبارزه‌ی مسالمت آمیز که در جریان کمپین های سیاسی به کار بسته می شود هدفی به جز قانع کردن مردم به خودداری از حمایت از مخالفین شما (یعنی دولت) ندارد.
اشاره٬ اطاعت مهمترین مقوله در بحث از قدرت سیاسی است.
رژه‌ی نظامی در هند در سال 1930 نمونه ای کلاسیک از به رخ کشیدن اطاعت به وسیله ی رژیم استعماری انگلیس با هدف مطیع کردن هر چه بیشتر مردم.
از خود بپرسید:
1- ارکان پشتیبانی از رژیم در کشور شما کدام است؟
2- چه ارکانی در جامعه از اهمیت برخوردارند؟
3- دلیل یا دلایل وظیفه شناسی مردم در مؤسسات و سازمانها چیست؟
4- چطور می‌توان با مردم ارتباط برقرار کرد؟
5- دلایل اصلی اطاعت مردم از دولت چیست؟
چکیده مطالب این بخش (آغاز):
با درک سرشت قدرت سیاسی و شیوه‌ های آن برای نشان دادن خود در جامعه از طریق سازمان هایش، یعنی همان ها که ارکان پشتیبانی نامیدیم، و با درک اینکه اطاعت مهمترین مقوله در بحث از قدرت سیاسی است اکنون می توانیم از تئوری مبارزه‌ی مسالمت آمیز به عمل آن برسیم و اولین قدمهای عملی را برداریم.
در هر عمل جدی و مهمی، از جمله عمل کردن به مبانی مبارزه‌ی مسالمت آمیز، مهمترین مسایل مربوط به ارزیابی و برنامه ریزی می شود. برنامه ریزی برای پیشبرد کار، از جمله به راه انداختن کمپین، اهمیت حیاتی دارد. بدون برنامه ریزی درست، بنیان مبارزه بر حدس و گمان خواهد بود و موفقیت منوط به شانس. هر قدمی در کمپین باید اول برنامه ریزی شود، چه این قدم تبیین استراتژی باشد، چه به دست آوردن پشتوانه‌ی مالی، چه متشکل کردن مردم از پایین و چه رابطه گرفتن با رسانه ها.
یکی از مهمترین مسایل در برنامه ریزی، ارتباط برقرار کردن با توده‌ی مردم است. از این طریق است که می‌‌‌شود نظر آنان را راجع به موضوعات مختلف عوض کرد، آنها را تشویق کرد که فعالیت های آدم را جدی بگیرند، دنبال کنند و در نهایت به جنبش بپیوندند. این بخش پیشنهادهای مفیدی برای ارتباط گیری با مردم و روابط عمومی به طور کلی ارایه می‌دهد.
  نکته یازدهم.
چرا باید به ارزیابی توانمندیها پرداخت؟

ارزیابی توانمندیها و برنامه ریزی
برنامه‌ ریزی اولین گام اساسی در راه پیشبرد مبارزه‌ی مسالمت آمیز است و اولین گام در راه جامه‌ی عمل پوشاندن به برنامه ارزیابی توانمندی های خود و مخالفان و سپس به وجود آوردن کمپینی بر اساس آن ارزیابی است.
"اگر خود و دشمن خود را بشناسید قادر به پیش بینی نتیجه‌ی هر جنگی خواهید بود".
سان تسو٬ "هنر جنگ".
همانطور که قبل از شنا اول دمای آب را می سنجیم قبل از شروع مبارزه‌ی مسالمت آمیز هم اول به سنجش واقعیت های موجود می‌پردازیم. حوزه‌ی بررسی و سنجش توانمندیها حوزه ای است که تازه واردان به مبارزه معمولاً در آن دچار غفلت و اشتباه می شوند. دست کم گرفتن نیروهای مخالف یا بهای بیش از اندازه دادن به نیروهای خود ما را از برخورد واقع بینانه با شرایط موجود باز می‌دارد و دستیابی به هدف را غیرممکن می‌کند. یکی از مهمترین قدم ها در این راه تفاوت قایل شدن میان خواست و توانایی است.
اشاره٬ تأکید را برخواست نگذارید: بر توانایی بگذارید.
نمونه‌ی فرق گذاری بین خواست و توانایی:
 


خواسته ها:
من می‌خواهم برای شام به یک رستوران گران قیمت بروم.
من می‌خواهم یک تظاهرات بزرگ به راه بیندازم.
دولت قصد دارد همه‌ی رهبران اپوزوسیون را دستگیر کند.

توانایی ها:
من فقط برای رفتن به مک دونالد پول کافی دارم.
من فقط سی چهل نفر هوادار دارم.
دولت در مورد رهبران اپوزوسیون و محل اختفای آنان اطلاع چندانی در دست ندارد.

فرض کنید که مغازه داری بخواهد تصمیم بگیرد که چه جنسی فروش دارد و چه جنسی نه. این مغازه دار باید دست کم به دو چیز فکر کند: اول اینکه مردم خریدار چه اجناسی هستند و دوم اینکه او خود به چه قیمتی می‌تواند این اجناس را تهیه کند. به همین ترتیب، ما باید هم به این فکر کنیم که آیا مردم واقعا خواستار مشارکت در اعتراضی همگانی هستند یا نه و بعد به این که برای سازمان دادن این اعتراض به چه منابعی نیاز داریم. به ارزیابی توانمند یهای خود و نیروهای مخالف در عرصه‌ی "عرضه و تقاضا" برای اعتراض همگانی بپردازید. (برگرفته از "شیوه های مؤثر اندیشه" به قلم پل هین)

برای تخمین میزان تقاضا به منظور اعتراض مسالمت آمیز از این عوامل کمک بگیرید:

1- سود شخصی برای هر فرد شرکت کننده: وقتی که سود شخصی کم به نظر برسد مردم علاقه‌ی چندانی به شرکت در مبارزه نشان نمی‌دهند، حتی اگر که سود این کار برای جامعه بسیار زیاد باشد. (به این مطلب باز هم خواهیم پرداخت)
2- شق های موجود: اگر مردم فکر کنند که به جز مبارزه‌ی مسالمت‌ آمیز راه حل های دیگری نیز وجود دارد چندان علاقه ای به شرکت در مبارزه‌ی مسالمت آمیز نشان نخواهند داد.

برای تخمین توانمندی خود در به راه اندازی اقدامات مسالمت‌ آمیز از عوامل زیر کمک بگیرید:

1- هزینه‌ی سازماندهی با بیشتر شدن شرکت کنندکان بیشتر می‌ شود.

2- پوشش جغرافیایی: حتی اگر شمار فعالان زیاد باشد، تمرکز در یک منطقه‌ی شهر واحد می تواند توانایی شما به انجام برخی اقدامات، مثل سازماندهی کمپین های ملی را کاهش می‌دهد.

3- منابعی که استفاده می‌کنید شامل وقتی که صرف سازماندهی می‌کنید و نیروی انسانی و منابع مادی می‌شود.
 
نکته دوازدهم.
مراد از تحلیل ق.ض.ف.ت. چیست؟

با ارزیابی درست توانمندی ها، که در واقع تحلیل درست خوبی ها و بدی های دست زدن به یک اقدام مشخص است، می‌توان به مرحله‌ی بعدی رسید. تحلیل قضفتی در واقع وسیله ای برای ارزیابی یک سازمان و محیطی است که در آن فعالیت می‌کند. این تحلیل اولین گام در راه برنامه ریزی محسوب می‌شود و به سازمان کمک می کند که به تمرکز بر مسایل اصلی بپردازد. قضفت مخفف قوت، ضعف، فرصت و تهدید است. قوت و ضعف عوامل درونی هستند، فرصت و تهدید عوامل بیرونی. اهمیت تحلیل قضفتی به ویژه در این است که کمک می‌کند فرصت های موجود را شناسایی کنید. از این گذشته با درک نقاط ضعف می توانید به از میان بردن تهدید هایی بپردازید که سازمان شما را در معرض خطر قرار می‌دهد.

نقاط قوت:
چه برتری هایی دارید؟
از عهده انجام چه کارهایی به خوبی بر می آیید؟
امکان دسترسی به چه منابع دیگری را دارید؟
دیگران نقاط قوت شما را در چه چیزهایی می‌دانند؟

نقاط ضعف:
چه چیزهایی را می‌توانید بهبود ببخشید؟
از عهده انجام چه کارهایی به خوبی بر نمی آیید؟
از انجام چه کارهایی باید دوری کنید؟

فرصت ها:
فرصت های مناسبی که در اختیار دارید کدامند؟
به چه روندهای جالبی آگاهی دارید؟
آیا متحدین بالقوه‌ای در دور و بر خود سراغ دارید؟

تهدیدها:
چه موانعی بر سر راهتان قرار دارد؟
نیروی مخالف شما به چه کاری مشغول است؟
آیا هیچ یک از ضعف هایتان می تواند به طور جدی آینده‌ی جنبش را به خطر بیاندازد؟

مهم٬ با احتیاط ارزیابی و به طور استراتژیک عمل کنید. منابع موجود، هم برای شما و هم برای مخالفانتان محدود است.

برای استفاده ی درست از تحلیل ق.ض.ف.ت پنج قاعده وجود دارد:

1- در مورد نقاط قوت و ضعف سازمانتان واقع بین باشید.
2- هر تحلیلی که می کنید باید بین موقعیت امروزی سازمان و موقعیت فردایی آن تفاوت قایل شود.
3- به طور مشخص فکر و عمل کنید.
4- همیشه مبنای تحلیلتان را عملکرد نیروی مخالف بگذارید و سنجه را این که آیا عمل شما در مرحله ای فروتر یا فراتر قرار دارد.
5- تحلیل قضفتی باید ساده و کوتاه باشد. بعد از بررسی موضوع از زاویه های گوناگون تحلیل را به دقت خلاصه و جمع‌بندی کنید.

  نکته سیزدهم.
چرا نیازمند برنامه‌ ریزی هستیم؟

برنامه ریزی بهترین راه برای سازمان دادن اقدامات عمده مانند کمپین ها است. بخش دوم این کتاب تحت عنوان اداره‌ی کمپین مسالمت آمیز، به این مهم می‌پردازد و نشان می دهد که بدون برنامه ریزی صحیح کار کمپین شما بر پایه حدس و گمان خواهد بود و موفقیت‌اش منوط به شانس. همه‌ی جنبه های کمپین باید طرح ریزی شود، چه این جنبه تعیین استراتژی باشد چه تأمین هزینه ها چه بسیج مردمی و چه پوشش رسانه ای. به همین دلیل برنامه ریزی چند سطحی برای موفقیت جنبش مسالمت آمیز از ضرورت برخوردار است.

"موفقیت به معنی شکست خوردن ولی از دست ندادن شور و اشتیاق است." وینستون چرچیل

نمونه‌ی مشخص اوتپور:
صربستان 2002. برنامه ریزی از اواخر سال 1999 به این سو بهتر شده است. پس از بمباران صربستان و مونته نگرو به وسیله ی نیروهای ناتو در بهار سال 1999 رژیم میلوسویچ تلاش کرد که قدرت را یکپارچه کند و به همه‌ی مخالفان خود انگ خیانت و مزدوری زد. بسیاری از احزاب اصلاح‌طلب نتوانستند بر سر یک پلاتفورم منسجم و مشخص به توافق برسند و همین زمینه را برای شکل‌گیری یک جنبش غیر حزبی آماده کرد و به آن امکان داد که توده ها را بسیج کند. در این میان اوتپور در سال 2000 نقش مهمی بازی کرد. ولی این کار تنها به دلیل برنامه ریزی های دقیق پاییز سال 1999 عملی شد. جدول زیر به شرح مهمترین مؤلفه های استراتژی و تاکتیک در اوتپور می‌پردازد: برای هر سطحی از فعالیت، از استراتژی کلان گرفته تا تاکتیک های مشخص طرحی ریخته شد.

جدول زیر به شرح مهمترین مؤلفه های استراتژی و تاکتیک در اوتپور می‌ پردازد؛ برای هر سطحی از فعالیت، از استراتژی کلان گرفته تا تاکتیک های مشخص طرحی ریخته شد.

1- استراتژی کلان:
چگونه می‌توان در مبارزه پیروز شد؟

1-1- فعالیت جنبش را تا رسیدن به مرحله‌ی انتخابات ادامه دهید
1-2- کمپینی سه بعدی را بر له نیروهای اپوزیسیون و علیه نیروهای مخالف سازمان داده و مردم را به رأی دادن تشویق کنید
1-3- برای مقابله با تقلب های انتخاباتی از طریق اعتصاب عمومی آماده شده و خود را برای به دست گرفتن قدرت با کمک متحدین اصلی آماده کنید.

:2- استراتژی
مهمترین عرصه ها را برای مبارزه برگزینید.

2-1- جوانان را بسیج کنید، به عضوگیری انبوه بپردازید و با سازما‌نها و تشکیلات غیردولتی و نیروهای اپوزوسیون متحد شوید.
2-2- برای ارتباط گیری و بسط پیام خود از نماد استفاده کنید.
2-3- موقعیت تهاجمی خود را حفظ کنید.

3-تاکتیک
در عرصه هایی به مبارزه بپردازید که امکان برنده شدن دارید.

3-1- اعتراضات همگانی کم هزینه ولی مؤثر، تئاتر خیابانی، اعتصابات دانشجویی.
3-2- بایکوت رسانه های رسمی که به وسیله ی دولت مورد استفاده قرار می‌گیرد

اداره کردن یک کمپین مثل اداره کردن یک کسب و کار است. برای موفق شدن باید به دو سئوال پاسخ داد: اول٬"مقصد کجاست؟" و دوم٬ "چگونه می‌توان به مقصد رسید؟" نگرش شما به پرسش اول و استراتژی شما به پرسش دوم پاسخ می دهد. در جریان کمپین سر شما آنقدر شلوغ خواهد شد که فرصتی برای ترسیم خطوط استراتژیک یا حتی تاکتیکی مبارزه نخواهید داشت. این کار را باید از قبل کرده باشید. البته چون کمپین‌ ها همیشه دچار تغییر و تحول می‌شوند طرحی که از قبل ریخته اید باید انعطاف پذیر باشد. با این وجود این طرح، شالوده ی کار و نقشه اصلی را می‌ سازد.

هرگز:
1- مخالفین را دست کم نگیرید.
2- در مورد توانایی های خود غلو نکنید
3- تصور نکنید که منابع‌تان نامحدود است

همیشه:
1- تحلیل های واقع‌بینانه ارایه دهید
2- بنا را بر توانایی و نه خواست بگذارید
3- کاری کنید که حامیانتان از نقشه هایی که می‌کشید حمایت کنند
4- در مورد اهدافتان بحث کنید و تصمیم بگیرید.
5- در مورد برنامه هایی که شما را برای رسیدن به هدف یاری می‌کنند به اتخاذ تصمیم بپردازید.
6- انعطاف پذیر و تطبیق پذیر باشید
7- از فرصتها استفاده کنید
8- از خطاها بیاموزید.

پرسش های این بخش:
1- چرا باید توانمندیها را ارزیابی کرد؟
2- تحلیل "ق.ض.ف.ت."ی چیست؟
3- چرا به طرح نیاز داریم؟

موضوعات اساسی شامل این ها می شود:
1- مبارزه‌ی موفق و ناموفق.

سه مفهوم بنیادی مبارزه‌ی استراتژیک مسالمت آمیز:
1- تحلیل استراتژیک نقاط قوت و ضعف
2- برنامه ریزی.
3- هرگز روی انگیزه تمرکز نکنید: تمرکز را روی توانایی بگذارید.
 
ادامه دارد  به زودی